مانسلو و نگاهی دیگر به یک تراژدی !!!

حادثه ایی که هفته گذشته در "مانسلو" پیش آمد بهانه ایی شد که این مقاله را در رابطه با حوادث در هیمالیا بنگارم ، و نگاهی گذرا به کوهنوردی در یک دهه ی گذشته در ایران داشته باشیم ، و بتوانیم کمی مو شکافانه تر به این وضوع بپردازیم .
در این باب افراد زیادی قلم زده اند و مقالات بسیاری هم در این زمینه منتشر شده ، اما حوادث کما کان به قوت خودش باقیست ، شاید عزیزان زیادی در جواب این نوشتار بگویند هیمالیا خالی از حادثه نیست ، درست است بله اما اگر آماری هم با این موضوع برخورد کنیم درصد آمار تلفات بسیار زیاد و بدور از حدو حدود عادی آن می باشد .
هیمالیا نوردی در ایران ورزشی نوپاست و البته که در این چند سال گذشته افراد وگروهای بسیاری اقدام به صعودهای مستقل نموده اند ، اما واقعا چند درصد این افراد از نظر تجربه و آمادگی جسمانی در حد اجرای یک صعود اکسپدیشن بوده اند ؟ وقتی با بعضی از این افراد مواجه می شوم با این جواب عجیب رو برو می شوم که هر کاری را باید از یک جایی شروع کرد و خواستن توانستن است و ...
" اما هیمالیا نوردی و"صعود قلل بالای 8000 متر بالاترین حد کوهنوردیست "
"همیالیا جای کسب تجربه نیست ، بلکه آزمون بزرگیست که نا آماده بودن طاوانی به بزرگیه از دست دادن زندگی در آن است"
آیا در رشته های دیگر، ورزشکاری که در کشور خودش هم بی نام و نشان است را به مسابقات ملی و یا به المپیک اعزام می کنند؟
اما در کشور ما افرادی هستند که توانایی صعود زمستانه دماوند را بصورت مستقل ندارند اما راهی هیمالیا می شوند .
چیزی که در واقع حقیقت غیر قابل انکار می باشد این موضوع است که برای افراد با تجربه هم گاهن حوادثی به وجود می آید اما معمولا بار تجربه افراد آنها را از مرگ می رهاند .
مطلبی که قصد اشاره کردن به آن را دارم و بسیار ضروری می دانم مبحث ریسک پذیری در کوهنوردی است ، وقتی با کوهنوردان اروپایی مواجه می شویم و حتی کسانی که در حد جهانی مطرح می باشند متوجه تفاوتی بس فاحش در نوع تفکر آنها با کوهنوردان تراز اول ایران می شویم .
" آنها از سخت ترین دیواره ها بالا می روند ، دشوار ترین مسیرها را صعود می کنند ، اما هرگز از شیبی که احتمال ریزش بهمن در آن است بالا نمی روند ، هرگز در هوای بد صعود نمی کنند ، هرگز باتوجه به از دست دادن زمان باز هم به صعود ادامه نمی دهند "
شاید قسمتی از فرهنگ کوهنوردی ما احتیاج به اصلاح داشته باشد .
در حالی که گاهن : " صعود در هوای بد و موفقیت یک کار شاخص محسوب می گردد و تحسین اطرافیان را بهمراه دارد !!! "
اگر کمی به سخنان کوهنوردان با تجربه دنیا گوش دل بسپاریم شاید بیشتر به این واقعیت پی خواهیم برد .
که شاید " بزرگترین کوهنوردان دینا از کوهنوردان ما کمتر ریسک می کنند "
استوره ی کوهنوردی دنیا رینهولد مسنر در جایی گفت :
" بزرگترین هنر کوهنورد زنده نگه داشتن خود است "
و هم او در صعود به دماوند وقتی که شرایط هوا را نامناسب دید از صعود صرف نظر کرد ، بعضی اوقات دیده ام کوهنوردانی را که این موضوع را با تمسخر مطرح می کردند که مسنر از صعود به دماوند ناکام ماند و برای بعضی این مساله بسیار عجیب جلوه می نماید
" در هیمالیا صعود تحت هر شرایط ، تفکری مرگ آور است "
هنوز یاد محمد اوراز را از خاطر نبرده ایم ، کوهنوردی که کمتر کسی منکر توانایی های جسمی و روحی او بود ، کسی که آغازگر صعود بدون اکسیژن بروی 8000 متری ها بود ، اما هم او با آن بار تجربه نیز بخاطر ریسک و بالا رفتن از شیبی که بار بهمن داشت دچار حادثه شد . در واقع این جور اتفاقات بخاطر بی ملاحظه بودن به اصول اصلی کوه نوردی است نه بخاطر حوادث غیر قابل کنترل کوهستان .
امید است که این روند روبه رشد در زمینه همیالیانوردی منجر به فرهنگ سازی بیشتر و حوادث کمتر گردد .
A_Hajsaeid





